معرفی وبلاگ
این وبلاگ در راستای ارج نهادن به مقام والای شهدا و جانبازان 8 سال دفاع مقدس ، و همچنین تجدید پیمان با آرمان های گرانقدر رهبر انقلاب اسلامی فعالیت می نماید.
صفحه ها
دسته
پیوندها
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 173599
تعداد نوشته ها : 3503
تعداد نظرات : 18
Rss
طراح قالب
GraphistThem241

دراین مقاله ابتدا از باب مقدمۀ، این گونه تعیین حدود شده است که ادبیات یعنی فرهنگی که درموضع ستیزبا عالم و وضع موجود است وادبیات پایداری یعنی فکر وفرهنگی که به نفی وضع ظالمانه وایجاد وضع عادلانه و دفاع از حق ونفی باطل می پردازد وبراین خط فکری مستدام می باشد.
سپس نوشتاربا طراحی سوال اصلی، ادبیات پایداری امام خمینی(ره) چیست؟ درقالب فرضیه ثقلین محوری در حوزۀ معرفتی وتوأمان بودن مقاومت رهبروپیروان درحوزه عملی با چهارعنوان زیردنبال شده است.
1- "دگر"ادبیات پایداری امام خمینی(ره)چه باشد؟
2- مبانی ادبیات پایداری امام خمینی (ره) چه هست؟
3- مولفه های ادبیات پایداری امام خمینی(ره) از چه چیزاهایی تشکیل شده است؟
4- مواع ادبیات پایداری امام خمینی(ره) چه می تواند باشد؟

لذا درعنوان اول گفته شده است که ادبیات پایداری امام خمینی(ره)، ادبیاتی است که ادبیات مادی مسلکانه شرق وغرب رابه چالش کشانده است وعنوان دوم؛ به مبانی ادبیات قیام ومقاومت دنیوی که صرفاً مبتنی برعقل معاش بنا شده است با ادبیات قیام ومقاومت الهی که براقتضای عقل ودستورات الهی پایه گذاری شده، اختصاص یافته است ودرعنوان سوم گفته شده است که هر ادبیاتی مولفه های خاص خود را به همراه دارد. ادبیات پایداری امام هم با مولفه های چون، خدایاوری، خودباوری، بیداری، الگو داشتن و... شناخته می شود.
ودرعوان چهارم؛ با طرح این بحث که ادبیات پایداری همراه ادبیات قیام می باشد وادبیات قیام چون نافی ادبیات موجود می باشد. بطورطبیعی ادبیات ورشکسته ونفی شده موانعی را برادبیات قیام وبه تبع آن برای ادبیات پایداری ایجاد می کند؛ که اساسی ترین مانع را دراین مقاله عدم همراهی پیروا ورهبران قیام ذکر کرده ایم.

کلید واژه های مقاله: برای تبیین کلید واژه ها، به مختصرترین تعبیرمساله نظر می افکنیم که آیا ادبیات پایداری غربی وشرقی، اسلامی، غیراسلامی داریم؟ بنابراین کلید واژه ها عبارتند از:
1-ادبیات 2- پایداری(مقاومت) 3- قیام 4- دشمن


مقدّمه

ادبیات پایداری امام خمینی(ره) را می توان درچهارعنوان اصلی زیرمورد مداقه قرارداد.عناوینی که ازسوال اصلی ای چون،مقومات ادبیات پایداری امام خمینی چه می باشد؟ وسوالات فرعی_همچو، "دگر" ادبیات پایداری امام چه می باشد و ویژگیهای آن چیست؟مبانی ادبیات پایداری امام چیست؟ مولفه های ادبیات پایداری امام از چه چیزها تشکیل شده است؟ موانع ادبیات پایداری امام چه می تواند باشد؟- نشات می گیرند. وفرضیه تحقیق این است که مقومات ادبیات پایداری امام درحوزه معرفتی ثقلین محوری ودرحوزه عملی، توامان بودن مقاومت رهبر وپیروان می باشد.
همچنین پژوهش ما این مباحث را دربرنمی گیرد که سبک امام خمینی در ادبیات شعری "نظم" چگونه بوده است یا سبک ایشان درنثرچگونه می باشد واینکه امام تا چه اندازه تاثیردرادب فارسی روزگارداشته ویا سهم امام خمینی درشکوفایی واستمرار ادبیات پایداری بمعنای خاصش درچه میزانی بوده است؟
پژوهش ما نمی خواهد بگوید که اثار امام از دو بخش نظم و نثر تشکیل یافته که مثلاً؛ در نظم ازنظرادبی (که مباحثی چون سبک شناسی تنوع شعری، صنایع بدیعی آرایه های معانی، بیان وعروض را دنبال می کند.) اینچنین است ویا درسبک شناسی آیا سبک شعری ایشان عراقی کنونی است ویا تنوع شعری سروده های امام آیا درقالب های مسمط، ترجیح بند، غزل، قطعه، رباعی وتک بیتی خلاصه می شود. یا بگوییم که نثرامام- یعنی خطابه ها، پیام ها و کتابهای ایشان برسبک نثرمرسل ساده با رگه هایی از نثر مسجع می باشد.(پژوهشی در شیوه های ادبی آثارامام خمینی(ره).
1- "دگر" ادبیات پایداری امام
امروز گفته می شود که نه تنها باید پدیده ها رابواسطه اضدادشان تعریف کرد بلکه وجود وتحقق پدیده ها را درمقابل ضد و"دگر"باید جستجو نمود. بنابراین دراین قسمت ما درصدد پاسخ این سوال هستیم که دردنیای انسان معاصر"دگر" ادبیات پایداری امام خمینی چه می تواند باشد وبعبارتی دیگر کدام ادبیات پایداری هست که هویت ادبیات پایداری امام خمینی را شفاف کرده وحد ومرز آن را نمایان نموده وادبیاتی بنام ادبیات پایداری امام را به منصه ظهورمی رساند؟ یا ماهیت قلمرو ومرزهای ادبیات پایداری امام خمینی درمقابل کدام یک ازادبیات پایداری معنا می یابد؟
2- مبانی ادبیات پایداری امام
بیشتردربخش"دگر"ادبیات پایداری امام خمینی، گفته شد که آنجایی که مکتبی خواست خویش را اثبات کند ناگزیردیگری را نفی می کند. نه همانند دوران علی (ع) که ملت مشکل ودرد آن رهبرهمام بودند، همانگونه که خودشان می گویند:"بکم اداوی وانتم دائی"، اینکه من درپی آنم که دردهای جامعه رابه وسیله شما درمان کنم درحالی که شما خود درد من هستید.
امام خمینی که آمد، با زبان قرآن همۀ طاغوتیان وآنانی که محرم راز طاغوتیان وهم آوازشان بودند را نفی کرد وادبیاتی را ایجاد وتوسعه بخشید که به واسطه آن طلسم طاغوتیان شکسته شد ومردم به الله وخداوند سبحان خوانده شدند وبراساس نهضت اسلامی خود را تا به حال برپا وپویا نگه می داشتند، چنین ادبیاتی با اندک توجهی به آثار وگفتارامام خمینی ،بخوبی برجسته ونمایان می گردد. لذا می بینیم که واژه های استقامت، پایداری، مقاومت و ایستادگی درلسان وادبیات امام بارها وبارها بکاررفته است.مبانی ادبیات پایداری امام خمینی را می توان در دو مبنا واصل زیرخلاصه کرد.
عقل اقتضا می کند که پس از قیامها وجهت تحصیل پیروزی باید استقامت کرد.
دستورالهی است که پس از قیامها پایداری واستقامت باید کرد.
الف) مبنای عقلی امام درادبیات پایداری
امام خمینی معتقد است چون احکام اسلامی اعم ازقوامین اقتصادی، سیاسی وحقوقی، تا روز قیامت باقی ولازم الاجرا است واین بقا ودوام همیشگی احکام اسلامی امکان پذیرنیست مگر با ایجاد حکومت اسلامی، بنابراین ملتی که تحول روحی پیدا کرده و درصدد دفع انظلام وذلت می باشد نمی تواند به پیروزی برسد مگراینکه به وحدت وهمبستگی وهمدلی و... رسیده ودراین راه پایدارباشد. امام خمینی درادبیاتش به این مهم توجه داشته لذا می گویند اگرما دست به دست هم ندهیم، همه مان با هم نباشیم، زمین مان خواهند زد، مجلس را زمین می زنند، دولت را زمین می زنند، ... همه زمین می خورند، پس عقل اقتضا می کند که ما الان مشکلات را تحمل کنیم.(صحیفه امام، ج18/245)
ب- دستورالهی حکم می کند که استقامت کنید.
اینکه استقامت چیست؟ وچرا وبرچه اساس امام خمینی، مردم را بعد از قیام دعوت به استامت می کند؟ این است که این مطلب راعلاوه برامربدیهی وعقلی دانستن یک دستور الهی می بیند ومی گویند:"استقامت معنایش این است که اگر گرفتاریهایی پیدا شد درجهاد، اگر درجنگ هایی که پیش می آید برای یک ملتی که می خواهد شرافتمندانه باشد، درمشکلات سستی نکنند، از ما می خواهد که درمقابل کفروزندقه درمقابل ستم وستمکاران ایستادگی کنیم. لذا می گویند:
"...چه بسا افرادی که ابتدائاً درامری وارد می شوند لکن بعضی مشکلات وقتی پیش می آمد نمی توانند خودار باشند، نمی توانند استقامت کنند ... تعلیمی که خدای تبارک وتعالی به مسلمین داده است برای دستیابی به مبانی پایداری در ادبیات امام خمینی ویا تشریح بیشترآن، و وجه تمایز این مبانی با مبانی دیگر درادبیات پایداری مطرح ودرجوامع بهتردیده شد که به پاسخ سوال، پایداری برای چه؟ وبرای چه کسی؟ بپردازیم. پاسخ این متن را حضرت علی(ع) اینگونه بیان می کند که حکایتگر نفی ادبیات پایداری مسلک مادی گرایانه وصرفاً دنیوی می باشد. آنجایی که حضرتش می فرماید:
خداوندا،توخود می دانی که حرکت ها،جنبش ها، قیامها، اعتراض، جنگیدن ها و مقاومت های ما، رقابت درکسب قدرت دنیوی نبوده برای تحصیل قدرت برای یک فرد نبود. به عنوان جاه طلبی، برای جمع اوری مال ومنال دنیا ما دراین است که می خواهیم قیامها ومقاومت یا برای خدا وبه امرخداست بدستور الهی وبرای او جهت تحقق امراو) ویا برای خود وبه امر امیال نفسانی خود یاجامعه می باشد. ومبانی این دو نوع قیام ومقاومت (قیام ومقاومت دنیوی وقیام ومقاومت الهی) با هم افتراق اساسی دارند ادبیات پایداری امام خمینی که ازتصویرگری های قرآن واهل بیت(ع) الگو می گیرد وازواژه ها وترکیب های ادبی قرآن بهره می برد.امام خمینی با این مبانی درصدد دینی کردن ادبیات پایداری وحضور دین درعرصۀ اجتماع می باشد. وادبیات پایداریش با خدا ودستورات الهی آغاز می شود تابه خلق می رسد، امروزه وظیفه ماست که دربرابرخطراتی که متوجه اسلام ومسلمین می باشد، برای تحمل هرگونه ناملایماتی آماده باشیم تا بتوانیم دست خائنین به اسلام راقطع نماییم وجلو اغراض ومطامع آنان رابگیریم ودراین راه هرکس به وظیفه خودعمل کند ودرامروظیفه عمل کند ودرامروظیفه کوتاهی نکند".
پایداری را شعاع حیات مادی انسان ونهایتاً حامل آرمانهای ملی خود گنجاده است.
نموداریک: مبانی ادبیات پایداری امام خمینی، ادبیات پایداری کنش عقلانی معطوف به هدف (عقل آیینی)
3- مولفه های ادبیات پایداری امام
چون امام خمینی براین باوراست که:"ملتی که بخواهد شرافت خودش راحفظ کند اسلام را که مبدا همه شرافتها است بخواهد حفظ کند، این ملت باید علاوه برجهاد، استقامت درجهاد داشته باشد".
همانگونه که گفته آمد، چون قیامها ونهضت ها بدون استقامت ومقاومت پوچ وبی معنا ونامقصد می باشند بنابراین"دراین دیا کسانی که برای شرافت خودشان واهل ملتشان، برای شرافت اسلام، اموری را انجام می دهند اگر دردنبالشان استقامت یک امر مهمی ومشکلی است". ولوازمات ومقدمات خاص خود را دارد که درادامه به برخی از ان مولفه های ادبیات پایداری از نگاه امام استشهاد می گردد.

خداباوری
امام خمینی براین باوراست که درادبیات پایداری، رمز پایداری عاشقی، آنهم درمسیر بندگی خداوند سبحان ودرد اشنایی در راه او است ورسیدن به این بینش ورشد وبالندگی که حرکت ها وقیامها واستمرار درآن بخاطر خدا باشد نه بخاطر کسب جاه ومقام، ومبانی وایستادگی جوانان ما وملت ما هم به خاطرایمان به خدا، ایمان به مبادی اسلامی بود که پیروز شان کرد زیرا با ایمان قوی می توان درمقابل قدرت مادی وتوطئه های ایستادگی کرد ودرجهاد اکبرواصغرپیروز شد. ایشان که رمز پایداری را اتکا به خدا ونفی رفاه زدگی ومصرف گرایی دانسته درجای دیگرمی افزاید:"سفارش می کنم که به خدا متکی باشید وبرای همیشه زیربارشرق وغرب نروید، مردم باید تصمیم خود را بگیرند، یا رفاه ومصرف گرایی ویا تحمل سختی واستقلال". یک کشوری که برای خدا قیام کرده است، برای خدا هم پایدارمی ماند وبرای خدا هم ادامه می دهد.

خداباوری
ادبیات پایداری امام دردل خود، بذرخود باوری را کاشته و رشد ونموش می دهد که نشانه اش این است که مردم چنین جامعه ای باید برای خود شخصیت وهویتی قائل باشند وبه خودشا باور داشته باشند ونباید کعبه آمال وآرزوهای خود را دردیگران بیایند وخود را کاملاً منحل درغیرکنند، این ادبیات حکایتگر این مطلب است که ما جامعه ای بودیم که شخصیتی برای خود قائل نبودیم ومملکت خود را به اسامی اروپایی یا غربی تزئین کرده بودیم، وجودی شده بودیم وطوری بار آمده بودیم که اگر بخواهیم یک چیزی بشویم باید از آنها می خواستیم. ودرجای دیگرمی فرمایند:" شما چنانچه باورتان آمده باشد که نمی توانید صنعت درست بکنید ونمی توانید صنایع بزرگ که انجام بدهید، اول باید خودتان را درست کنید، اولاً باید باورتان بیاید که ما انسانیم، ما هم قدرت تفکرداریم، ... اگرای باوربرای شما پیدا شد موفق خواهید بود".

پراهمیّت تلقی کردن شکست های خرد
امام خمینی استقامت وپایداری را منظومه ای ارگانیک وبهم پیوسته می بیند ومعتقد است که اگر درروند مقاومت درجائی کم گذاشته شود اگرچه جزئی باشد باعث شکست خواهد شد، لذا می گوید:اگر بخواهید که استقامت کنید پایداری کنید باید مجریان اموردرهرجا که هستند، بنابرای باید مجریان هم به قوانین خوب عمل کنند ونقض قانون نکنند هرچند آن خلاف، خلاف بسیار اندک وجزیی باشد ... اگربخواهید استقامت کنید وپایداری کنید، باید مجریان اموردرهرجا که هستند اشخاصی باشند اسلامی ومتعهد به اسلام. چون نتیجۀ بدعمل کردن، ناراضی کردن مردم را به دنبال خواهد داشت وناراضی شدن هم مقدمه گسست وفاصله گرفتن ازاصل قیام ونهضت خواهد شد.

بیداری
اگراقدامات رهبر، منطقی، قانونمند، حکیمانه هم باشد وبعبارتی دراوج بیداری باشد ولی ملت مولفه هایی چون بیداری، هوشیاری، نترسی رانداشته باشند، آن نهضت دچارمشکل خواهد شد. بنابراین لازمه قیام ومقاومت، بیداری واستمرارآن درطول زندگی خواهد بود. این مولفه ادبیات پایداری یکی ازان موارد بسیارمهمی است که دشمنان خواسته اند که مغفول باشد"درطول تاریخ، دراین سده های آخرکوشش شده که ملت های جهان سوم خواب باشند،غافل باشند وتوجهشان به شخصیت خودشان نباشد وشخصیت خودشان را اصلاً وابسته به غیربدانند وبراین اساس است که امام خمینی به ملت ها هشدارمی دهد که اگر قیامها با بیداری همراه وعجین باشد پیروز خواهد شد لذا می گوید"بیداربشوید، برخیزید ودرمقابل ابرقدرتها بایستید که اگر ایستادید اینها هیچ کاری را نمی توانند بکنند.(صحیفۀ امام ج 16/38)

ایجاد تحول روحی وزنده نگه داشتن روح ایمان

ملتی که زندگی شرافتمندانه وهدفمند برایشان فرهنگ گردد وزندگی شرافتمندانه برزندگی ننگین وبردگی اجانب ولو با مشکلات ترجیح داده می شود آن ملت به یک تحول روحی رسیده است که براساس آن خیلی ازسختی ها وتلخی ها برای اوراحت وشیرین خواهد بود. واین تحول برای ملت ایران ایجاد شد، همان هجرت به سوی حق بوده، هجرت ازخود به خدا بود، یعنی پشت به انانیت خود کردن و روی به رحمت الهی آوردن، اگراین نیرویی خدایی راملت حفظ کند، موفق وپیروز خواهد بود.امام خمینی دراین باره می فرمایند:"خداوند به ما تفضل وترحم کرد واین تحول حاصل شد وتا این مطلب هست، این تحول هست ازهیچ چیزنترسید".(جوانان ازدیدگاه امام خمینی) ودرجای دیگرهم برتداوم این تحول روحی تاکید کرده وگفته اند:
"قیام شما برای خدا بود، همه فریاد زدید که ما "جمهوری اسلامی" می خواهیم برای احکام اسلام قیام کردید امراول را که فرموده اند قیام کنید، برای خدا اطاعت کردید، باقی مانده است. امر دوم؛ استقامت، این قیام را حفظ کنید، این تحول روحی که برای شما ملت حاصل شده است حفظ کنید، استقامت کنید، تا پیروز شوید.(صحیفه ج 7/493)

هوشیاری
خداوند سبحان به پیامبرعظیم الشان درچندین جا "خذوا حذرکم" (نساء/71) و"لیجدوا فیکم غلظۀ" (توبه/213) و"ترهبون به عدوت الله وعدوکم"(انفال/60) توصیه به هوشیاری و اخذ تدبیر کرده، می تواند درمقابل همه قدرتها بایستید ومی تواند منحرفین رابه جای خودشان بنشاند ومی تواند اداره کشوررا بهتراز زمانهایی که ظلم وستم براین کشوراحاطه داشت بکند.جای دیگرمی افزایند:" مردم عزیز زیرفشارچرخهای زندگی واقتصادی همانگونه تا به حال برای خدا ودین او مقاومت کرده اند، بعد از این نیزبا تمام توان استقامت می کنند والا همه زحمات این سالیان پر درد واضطراب وافتخار ازبین خواهد رفت، هوشیاری مردم در وضع فعلی یکی ازعوامل پیروزی آنان برباطل است".(صحیفۀ امام ج21/233)

الگو داشتن
درنگاه امام، انقلاب اسلامی، انقلابی است که به دست مردم صورت گرفته، بنابراین مردم باید آن را به آخر برسانند، البته تذکرمی دهند که چون عمل انقلابی ما بزرگ بوده پس مشکلات بزرگی هم خواهیم داشت زیرا که هرچه عمل بزرگ باشد، دشمن بیشتروبزرگترخواهد بود. لذا برای پایداری درمقابل این دشمنان بزرگ نیازمند به الگوگیری ازمردان بزرگی هستیم که درقیامتهایشان تا آخر پایدارماندند چون این الگو به انسان اطمینان نفس واعتماد نفس می دهد. امام دراین باره می گوید:
"ملت عزیزبداند که استقامت آنچنان اهمیت ویژه ای دارد که ازپیامبراسلام(ص) منقول است که فرموده است:"تو وپیروانت استقامت کن، ما وشما که افتخار پیروی آن حضرت وادعای آن را داریم باید درحفظ دین مقدس واسلام عزیزوجمهوری اسلامی استقامت کنیم وهمچنین تاکید می کنند که" قوی باشید برومند باشید وازهیاهوی دیا هیچ وقت به خودتان هراس راه ندهید، این مسائل در صدر اسلام هم بوده است این هیاهوها وبساطی که مخالفین اسلام در صدر اسلام راه می انداختند درزمان خود پیامبر(ص) وبعدها همیشه بوده است لکن خداوند امرفرموده است که ما مستقیم باشیم، استقامت کنیم، اگرآنچه استقامت کنیم موید تاییدات الهی هستیم"(صحیفۀ امام ج18/439)
امام خمینی درمناسبت های مختلف مردم رابه این مهم توجه می دهند که باید از پیامبر اکرم(ص) وائمه هدی که درطول مدتشان یا کفاردرجنگ بودند ویا درحبس بودند، سرمشق بگیرند وبه آنها اقتدا کنند، بنابراین اگرقیام باسخنی ومشقت های همراه شد، نهراسیم و همانند ائمه عمل کنیم زیرا ماحق هستیم وحق برباطل پیروزخواهد شد. وبا توجه به این مطلب می گویند"مردم انقلاب کردند باید پای زحماتش هم بنشینند، مردم پیامبران را، پیامبراسلام را وابراهیم(ع) رادرنظربگیرند ببینند که با آنها چه مخالفت ها شده ولی دست ازهدفشان نکشیدند اگر ما مسلمانیم باید دنباله روی آنها باشیم، دنباله روی ازآنان که فقط روزه ونماز ومسجد نیست، دنباله روی ازآنان مبارزه برای حفظ اساس اسلام است باید برای حفظ اساس اسلام تا آخر ایستاد وپیشروی کرد".(صحیفۀ امام ج19/56)

نترسی ونهراسیدن از دشمن
وقتی قیامی جهت حق وامحای باطل صورت گرفت، لوازمات خاص خود را دارد یعنی؛ سختیها ومرارتها خواهد داشت وسختی درزندگی باعث می گردد که انسان دچار مشکلات عدیده ای بشود وانسان نمی تواند براین سختی ها غلبه کند، مگراینکه از ناملایمات نترسد وامید به خداوند سبحان داشته باشد. وبعد از تصمیم، هیچ به خود تزلزل وسستی راه ندهد. برای اینکه چنانچه انسان تصمیمی به یک امری گرفت ولی متزلزل باشد دراینکه آیا می تواند این کاررا تا آنجا که می خواهد وآرزو دارد عمل کند، تصمیم گیری با این تزلزل نمی تواند کاررا درست انجام بدهد. ودرعین حال شدیدترین محاصره های اقتصادی درشعب ابی طالب، به راه خود ادامه داده اند وتسلیم نشدند، پس با تحمل هجرتها ومرارتها درمسیردعوت حق وابلاغ پیام خدا وحضوردرجنگ های پیاپی ونابرابرومبارزه با هزاران توطئه وکارشکنیها به هدایت ورشد همت گماشته اند".(صحیفۀ امام ج20/346)

موانع ادبیات پایداری
الف: تلاش دشمن جهت براندازی
درطول نوشتارگفته شد که ادبیات پایداری همزاد وهمراه ادبیات اعتراض پرخاشگری و یا ادبیات قیام می باشد وادبیات قیام که نافی ومستحیل کننده ارزشهایی وموجد ارزشها ونظام مطلوبی است بطورطبیعی طرفداران ارزش مستحیل شده درمقابل ادبیات قیام موجود قرار می گیرند وتمامی سعی وتلاششان را جهت به چالش کشاند ادبیات جدید می نمایند. لذا ادبیات قیام ومقاومت که توسط پیشروان فکری ومردم رشد یافته درمسیرراه دچارمشکلاتی خواهد شد. یعنی عواملی که موجب ظهورقیام ومقاومت درآحاد مردم گردیده بود.عواملی چون هجوم بیگانگان وتجاوزآنان به مرزهای فکری وجغرافیایی(استعمار) وتمرکزقوا در وجود یک سلطان وگسترش ظلم وخود رای (استبداد) و وابستگی حکام به قدرتهای خارجی و... آن عوامل؛ معنا ومفهوم خود را از دست می دهند، لذا سستی ورخوتی دربین مردم ایجاد کنند.
انقلاب اسلامی که یکی از بزرگترین قیامهای دینی بویژه درمیان شیعیان به رهبری امام خمینی(ره) وبه عنوان یکی از مهم ترین حادثه قرن بیستم به شمارمی رود این انقلاب با آن عظمت وبزرگی که هم استبداد وهم استعمار رانفی می کرد، بطورطبیعی دشمنان بزرگی را به همراه دارد زیرا ویژگی های ضداستبدادی وضد استعماری انقلاب اسلامی، عرصه را ازهرگونه سوء استفاده بیگانگان ازاموال این ملت راسد کرد با این وجود دشمن با تمام قوا تلاش خواهد کرد که این موانع را ازجلوی راه خود با هروسیله ای که شده است بردارد. دراین مورد امام خمینی بارها وبارها به ملت هشداردادند وگفته اند که:"ما امروز دشمن های زیادی داریم وهمه جا این دشمن ها هستند. شما آن سیلی که به ابرقدرت ها زدید درطول تاریخ کسی نزده است، متوقع نباشید که آنها بنشینند وتماشاچی باشند، آنها مشغول فعالیت هستند، بتوانند یا قوای نظامی به ما حمله می کنند بتوانند با تبلیغات سوء درداخل کشورمان به ما حمله می کنند". وبرای اینکه چنین چیزی برای این نهضت اسلامی اتفاق نیفتد، آنچه که لازم است استقامت وپایداری ملت ایران ورهبران وپیشروان فکری آن می باشد که اگرچنین چیزی صورت نگیرد، انقلاب اسلامی هدرخواهد رفت لذا شرط بقاء نهضت اسلامی تنها وتنها پایداری واستقامت رهبران وملت می باشد.
تا اینجا گفته آمد که علل دشمنی با ادبیات پایداری امام یا بخاطرگسترش اسلام ناب محمدی دردنیا وبه خطر افتادن منافع استعمارگران ویا بدلیل نفی سلطه سیاسی، اقتصادی، نظامی، فرهنگی ونفی طاغوت بوده است لذا اهدافی را که دشمنان ادبیات پایداری امام با دگر"ادبیات پایداری امام درسردارند عبارتند از:1- تضعیف وتخریب باورهای دینی یا هویت دینی نظام اسلامی 2- تضعیف ارکان نظام اسلامی 3- القای ناکارآمدی دینی 4- تفکیک دین ازسیاست 5- ودرنهایت شکست ونابودی اسلام ونظام اسلامی است که برای دستیابی به این اهداف، شیوه هایی را طراحی کرده اند شیوه های چون1- تحقیرفرهنگ اسلامی ازراه القای خود باختگی، ترویج اسلام امریکایی، محوآثاردیانت وضربه زدن به اسلام به نام اسلام 2- استفاده ازروش های گوناگون تبلیغی(تبلیغات وجنگ روانی) جنگ روانی، شایعه سازی فریب وتحقیر،بهانه جوئی، اشکال تراشی وایرادگیری، شخصیت سازی (ممکن است روی یک نفر15سال کارکنند بعناوین مختلف، ملی یا مذهبی که یک روزی برای آنها کارکند(صحیفه نورج9/64). القای راحت طلبی،جریان سازی، نشراکاذیب 3- ترویج آزادی وارداتی(تبلیغ وترویج فساد وفحشا) 4- نفوذ درارگان ها ومراکزعلمی وسیاسی 5- تفرقه افکنی 6- ایجاد ناامنی وهرج ومرج 7- سوء استفاده ازابزارهای فرهنگی، هریک ازاین روشهای هفتگانه می تواند موانعی برای ادبیات پایداری باشد ودرنهایت باعث شکست قیام گردد که امام خمینی به برخی ازاین شیوه های دشمن پرداخته ودرجای جای گفتاروسخنان وسیره عملی خود ملت رابه این مهم هشدارداده وتوصیه هایی نموده اند. که به عنوان نمونه می توان به این گفتارایشان توجه نمود: این طبیعت افکارفاسد بشراست که بایدهروسیله خارراه را ازسرراه برداشت ویک وظیفه بزرگ علاوه بروسائل نظامی واقتصادی وقضایی، همان بعد فرهنگی است، فرهنگ فاسد غرب وشرق اقتضا می کند که با وسائل عظیمی که دردست دارند ودرتمام ساعات روزودروغ پردازی وتهمت وافتراء برفرهنگ الهی اسلام بتازند ودرهرفرصتی قوانین الهی جمهوری واصل اسلام را بکوبند و وابستگان به آن را مرتجع، کهنه پرست، فاقد شعورسیاسی بخوانند وقوانین اسلام را کافی برای این زمان ندانند به بهانۀ آنکه قوانینی که هزار وچهار صدسال برآن گذشته قدرت اداره امورندارند.(صحیفۀ امام ج20/441)
ب: عدم همراهی ملت
یکی ازموانع اساسی واصلی درپایداری ومقاومت، همراهی نکردن ملت یا درجا زدن پیروان می تواند باشد که رهبران بطورعموم ورهبرانقلاب اسلامی ایران حضرت امام خمینی بطورخاص ازاین قضیه همیشه احساس نگرانی می کردند ومی ترسیدند ومی گفتند " من اگرچه می توانم استقامت کنم وافرادی هم می توانند، ولی به همه ملت اطمینانی نیست که بتواند مستقل باشند، استقامت درامرازخود امرمشکلتراست چه بسا پیروزیهایی که برای یک ملتی پیش می آید، برای استقامت درآن که موجود شده است ندارند، سستی می کنند، آن پیروزی از دست شان می رود". این نگرانی وناراحتی آنقدربرای امام خمینی مهم است که درسخنان خود چندین به این مسئله اشاره کرده واستناد می کند به آیۀ "فاستقم کما امرت" ومی گوید:" این آیه دردوجای قرآن آمده یکی درسوره هود آیه شورای آیه 15، با این تفاوت که درسوره شوری"من تاب معک "، ندارد وپیامبر نفرمود که سوره شوری مرا پیر کرد بلکه فرمود:"شیبتنی سورۀ هود بمکان هذه الایه"یعنی؛ سوره هود بخاطراین آیه مرا پیرکرد."(صحیفۀ امام ج 16/300، ج 19/195، ج18/254) چون پیامبر ورهبران الهی دراستقامت خودشان مشکلی نمی دیدند وترسی داشتند وجهت تداوم قیام تزلزلی به خود راه نمی دادند اما همیشه نگرانی ازناحیه همراهان وپیروان بوده است که درادامه راه کم نیاورند ومشکلی برای رهبران خود نشوند همانگوه که حضرت علی(ع) هم می فرماید:"بکم اداوی وانتم دائین"، من درپی آن هستم که دردهای جامعه رابه وسیله شما درمان کنم درحالی که شما خود دردی من هستید جان کلام این که پایداری واستقامت رهبروپیروان، تو امان شرط ورمز پیروزی نهضت ها می باشد واگرملت دربین راه بلنگد وادامه مسیر(به هردلیلی) ندهد ادبیات پایداری را دچار مشکل واحراف وشکست خواهد کرد.
نکته آخر اینکه فقدان هریک ازمولفه های پایداری خود می تواند مانعی درادبیات پایداری باشد که به جهت عدم تطویل نوشتارازپرداختن به آنها صرف نظرمی گردد.



پی نوشت ها
1- ادبیات به معنای خاص یعنی؛ آنجایی که انسانی، تفکر، ارزش ها، جنگ، آئین ها و... به صورت خیالی سخن بگوید وادبیات به معنای عام یعنی؛ آن جا که همه این مراتب بطورعام وبدون لفافۀ صورت خیالی سخن گفته آید. برای آشنایی ازاین مفهوم رجوع کنید به "نام آورد" دفتراول، بیت مقاله، دربارۀ ادبیات وتاریخ وفرهنگ دفاع مقدس وجنگ ایران وعراق به اهتمام علیرضا کمری، مقالۀ محمد مددپور، با عنوان، تاملاتی درباب ماهیت وذات هنروادبیات انقلاب ودفاع مقدس، تهران، ص104 الی 109.
2- نمط عالی،ویژگی خاصی دراثرادبی است که مطالعۀ آن نه تنها خیال وعاطفۀ مخاطب یا خواننده را منقلب می کند، بلکه عقل راهم دچارانفجار می کند وحس ولذت واعجازی توام با وحشت وحیرت درانسان برمی انگیزد.ر.ک؛ عبدالحسین زرین کوب،شعربی دروغ وشعربی نقاب، تهران1372، ص 49 واحمد درستی، شعرسیاسی در دوره پهلوی دوم، مرکزاسناد انقلاب اسلامی،1381،ص25.


فهرست منابع
1- قرآن مجید.
2- اسدی، محمدرضا. پژوهشی درشیوه های ادبی آثارامام خمینی، تهران، سازما مدارک فرهنگ اسلامی، 1374
3- اسلامی ندوشن، محمدعلی. جام جهان بین، چاپ گلشن، 1374.
4- جوانان ازدیدگاه امام خمینی – بنیان آثارموضوعی(دفترشانزدهم)، موسسه تنظیم نشرآثارامام خمینی با همکاری دبیرخانه شورای عالی جوانان، 1377.
5- خمینی، روح الله. صحیفۀ امام، موسسه تنظیم ونشرآثارامام خمینی،1378
6- خمینی، روح الله. صحیفه نور،ج9، وزارت ارشاد اسلامی،1361.
7- خمینی، روح الله. شوون واختیارات ولی فقیه، وزارت ارشاد اسلامی،1365.
8- درستی، احمد. شعرسیاسی دردوره پهلوی دوم، مرکز اسناد انقلاب اسلامی،1381.
9- دهخدا، علی اکبر. لغت نامه، چاپ اول از دوره جدید دانشگاه تهران، 1373.
10- زرین کوب،عبدالحسین. نقد ادبی، تهران، امیرکبیر، 1361.
11- صورتگر، لطفعلی. سخن سنجی، تهران، ابن سینا، 1348.
12- فیض الاسلام، سیدعلی نقی. نهج البلاغه، بی تا، بی نا.
13- کمری، علیرضا. نام آورد، محمد مددپور، تاملاتی در باب ماهیت وذات هنر وادبیات انقلاب ودفاع مقدس، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، حوزه هنری، دفتر ادبیات وهنر مقاومت موسسه پژوهشی فرهنگ هنر وارتباطات، 1380.
14- میرصادقی، جمال، داستان ادبیات، تهران، نگاه، 1375.
15- نفیسی، علی اکبر. فرهنگ نفیسی، جلد اول، تهران، کتاب فروشی خیام.