معرفی وبلاگ
این وبلاگ در راستای ارج نهادن به مقام والای شهدا و جانبازان 8 سال دفاع مقدس ، و همچنین تجدید پیمان با آرمان های گرانقدر رهبر انقلاب اسلامی فعالیت می نماید.
صفحه ها
دسته
پیوندها
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 177013
تعداد نوشته ها : 3503
تعداد نظرات : 18
Rss
طراح قالب
GraphistThem241

2- 1) بیان مسأله
پژوهشهای متعددی در زمینه تاثیر فعالیت اقتصادی و اجتماعی بر سلامت روانی فردانجام گرفته است . در برخی از این پژوهشها نقش متغیرهایی مثل ، نیاز به پیشرفت و عزت نفس نیز مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهشهای انجام شده درباره رشد روانی - اجتماعی بزرگسال ( اریکسون، 1978؛ به نقل ازمنصور ، 1379) نشان داده است که «تولید» در شکل فعالیت اقتصادی و اجتماعی آزمودنی های میانسال ، بصورت مثبت با قدرت و با انگیزش صمیمیت همبستگی دارد . این پژوهش نشان می دهد که افرادی که در مقیاس «تولید » در معنای فعالیت اقتصادی و اجتماعی نمرات بالایی کسب کردند ، به ارزش زندگی انسان معتقد بودند و در داخل کشور نیز پژوهشهایی بر روی جانبازان صورت گرفته که نشانگر اهمیت فعالیت اقتصادی و اجتماعی دربهبود کیفیت زندگی جانبازان می باشند
سوال اصلی پژوهش :
سوال اساسی این پژوهش این است که چه ارتباطی بین فعالیت اقتصادی و اجتماعی و سلامت روانی جانبازان برقرار است؟ و در این میان متغیر های مثل: میزان درآمد ، نوع فعالیت اقتصادی ، نوع فعالیت اجتماعی ، نیاز به پیشرفت و عزت نفس چگونه با سلامت روانی و میزان استرس جانبازان ، مرتبط می شوند؟
3-1) اهمیت و ضرورت تحقیق
. بنیاد شهید و امور ایثارگران نیز جهت حمایت هر چه بهتر از جانبازان ، نیازمند آشنایی به عوامل مهم تاثیر گذار بر ارتقاء سلامت روانی و کاهش افسردگی و استرس در جانبازان است . شاید قسمتی از این آسیب پذیری جانبازان بدلیل عدم امکانات جسمی، روحی و اجتماعی لازم جهت فعالیت اقتصادی و اجتماعی در جامعه باشد . در حالیکه این قشر از جامعه در سن تولید قرار دارند و تحت فشار ضرورت ارضای نیازهای تولید ، پیشرفت ، فیزیولوژیکی، و احترام هستند . گفتنی است که اکثر تحقیقاتی که در مورد جانبازان انجام گرفته اند و قبلا به آنها اشاره گردید( مثل: مرندی ،1377؛ محمدخان ،1371؛ قراخانلو ،1368؛ خورند ،1374؛ گل محمدی ،1372) عامل فعالیت اقتصادی و اجتماعی را بعنوان یک عامل بسیار موثر در زندگی روانی آنان مورد بررسی قرار نداده اند، این در حالی است که اغلب مراجعین به مرکز مشاوره بنیاد شهید و امور ایثارگران استان اردبیل به خاطر بیکاری و عدم فعالیت، از مشکلات روانشناختی رنج می برند(تجربه شخصی محقق در مرکز یاد شده). بنابراین لزوم بررسی علمی میزان ارتباط فعالیت اقتصادی و اجتماعی جانبازان با بهداشت روانی و کاهش افسردگی در آنها ، و لزوم اطلاع از وضعیت کلی سلامت روانی جانبازان استان ، ایجاب می کند که پژوهشی در این راستا بعمل آید .
4-1)اهداف تحقیق
هدف کلی این پژوهش عبارت است از کسب آگاهی نسبت به ارتباط بین فعالیت های اقتصادی و اجتماعی جانبازان با کاهش مشکلات روان شناختی آنان در استان اردبیل. هم چنین اهداف جزئی زیر در این پژوهش دنبال می شود:
1- کسب آگاهی نسبت به ارتباط بین سلامت روانی جانبازان و شاخص های فرعی آن (افسردگی، اضطراب، نارسا کنش وری اجتماعی و شکایات جسمانی) با فعالیت اقتصادی و اجتماعی آنان.
2-کسب آگاهی نسبت به ارتباط بین میزان استرس و عزت نفس جانبازان با فعالیت اقتصادی و اجتماعی آنان.
3-کسب آگاهی نسبت به ارتباط بین سلامت روانی، میزان استرس و عزت نفس جانبازان با سطح جانبازی آنان.
4-کسب آگاهی نسبت به ارتباط بین عزت نفس جانبازان با سلامت روانی و میزان استرس آنان.
5-کسب آگاهی نسبت به ارتباط بین سلامت روانی جانبازان شاغل با نوع شغل و نیاز به پیشرفت آنان.
6-کسب آگاهی نسبت به ارتباط بین میزان استرس جانبازان شاغل با نوع شغل و نیاز به پیشرفت آنان.
7-کسب آگاهی نسبت به ارتباط بین میزان درآمد جانبازان با سلامت روانی و میزان استرس آنان.
8-کسب آگاهی نسبت به ارتباط بین نوع فعالیت اجتماعی جانبازان با سلامت روانی و میزان استرس آنان.
9-کسب آگاهی نسبت به قدرت پیش بینی کنندگی متغیر های عزت نفس و نیاز به پیشرفت جانبازان شاغل برای سلامت روانی و میزان استرس آنها.


2-3) جامعه آماری، شیوه نمونه گیری و حجم نمونه

جامعه آماری این طرح شامل جانبازان 25% به بالا است که جمعاً 3063 نفر بوده اند . از این تعداد 2720 نفر بین 25% تا 49% ، 242 نظر بین 50% تا 69% و 101 نفر بالای 70% هستند . برای تعیین حجم نمونه (بعلت نامشخص بودن واریانس دقیق متغیر مورد مطالعه در جامعه جانبازان) از جدول مورگان استفاده گردید. با توجه به این که در این طرح سطوح و درصد جانبازی نیز مدنظر بود لذا با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم، تعداد 526 نفر نمونه لازم بود که برای جلوگیری از افت احتمالی نمونه تعداد 576 جانباز به شرح زیر انتخاب گردیدند: 25% تا 49% (338 نفر) ، 50% تا 69% (152 نفر) ، و 70% به بالا (86نفر). از این تعداد اطلاعات مربوط به 507 جانباز مورد تحلیل قرار گرفت [25% تا 49% (298 نفر) ، 50% تا 69% (138 نفر)، و 70% به بالا (71نفر)]. اطلاعات مربوط به 69 نفر از جانبازان بدلیل نقص در پاسخها و یا عدم تکمیل پرسشنامه ها، از تحلیل کنار گذاشته شد. در واقع تعداد نمونه تحلیل شده، 19 نفر با تعداد نمونه مورد نیاز فاصله داشت.

نتیجه گیری

نتایج نشان داد که بین فعالیت اقتصادی و سلامت روانی جانبازان همخوانی وجود دارد. به طوری که با فعال شدن جانبازان از لحاظ اقتصادی، سلامت روانی آنها مطلوب تر می شود. این ارتباط بین فعالیت اقتصادی جانبازان از یک طرف و هر یک از متغیرهای افسردگی، نشانه های جسمانی، کنش وری اجتماعی، میزان استرس و عزت نفس جانبازان از طرف دیگر ارتباط وجود دارد. به طوری که هر چه جانبازان از لحاظ اقتصادی فعال تر می شوند میزان شکایات آنها از علائم افسردگی، نشانه های جسمانی و نارسا کنش وری اجتماعی کمتر می شود. همچنین فعالیت اقتصادی با کاهش فشارهای روانی همراه است (رابطه معکوس بین فعالیت اقتصادی و میزان استرس) و عزت نفس جانبازان روندی افزایشی با فعالیت اقتصادی جانبازان دارد.
نجار نهاوندی (1366)، محدخان(1371)،مرندی(1377)،قراخانلو(1368) و بین ملکی (1376) تحقیقات مجزایی را روی جانبازان انجام دادند که نتایج آنها با نتایج این پژوهش در خصوص ارتباط فعالیت اقتصادی با سلامت روانی ، افسردگی و استرس در جانبازان، هماهنگی دارد. به طور مشخص در اکثر پژوهش های فوق، اشتغال جانبازان به عنوان شاخص مهم فعالیت اقتصادی در نقش عامل مهم در کیفیت زندگی روانشناختی، سازگاری فردی، اجتماعی، روانی و... معرفی شده است.
نتایج فوق با پیش بینی مفهوم «تولید» در نظریه روانی – اجتماعی اریکسون (منصور،1379) هماهنگ است. جانبازان انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی اغلب در سنین میان سالی قرار دارند. ما هم بر اساس نتایج این پژوهش در مورد جانبازان با اریکسون هم رأی می شویم که جانبازان از به ثمر رساندن فعالیت اقتصادی در جامعه خشنود می شوند چرا که جانبازان غیرفعال و کمتر فعال، در مقایسه با جانبازان فعال، دچار افت سلامت روانی، افسردگی، نارسا کنش وری اجتماعی، اختلالات جسمانی و تنزل عزت نفس می شوند. پژوهش های انجام شده در باره مفهوم «تولید» اریکسون، حاکی از افزایش احساس رضایت از زندگی است (مک آدامز و دسنت آبین،1992؛ ون دواتر و مک آدامز، 1989؛ به نقل از شولتز،1379). نظریه های «بوهلر»،« لوینسن» و «وایلنت» در خصوص اهمیت پدیدآورندگی در دوره بزرگسالی و تاکید آنها بر رکود، ضعف، خشم، روان آزردگی و افسردگی ناشی از عدم ظهورخصیصه پدیدآورندگی در دوره مذکور، دقیقاً با نتایج پژوهش حاضر همخوان است.
از طرف دیگر همانطور که نظریه «مازلو» پیش بینی می کند و بررسی های تجربی معلوم ساخته اند، ارضای نیازهای اولیه که مستلزم فعالیت اقتصادی هستند ، با روان آزردگی و افسردگی، ارتباط منفی دارد(برای مثال، لستر،1990 ؛ ویلیامز و پیچ،1989؛ به نقل از شولتز،1379). همچنین ارتباط متغیر عزت نفس با فعالیت اقتصادی جانبازان، با این ادعای مازلو تطابق دارد که: افرادی که عزت نفس بالاتری دارند، از خود شایـستگی بیـشتری نشـان داده و به احتمال بیشتر به فعالـیـت های اقتـصادی روی می آورند و به احتمال بیشتر در فعالیت های خود موفق می شوند. آرونسون و همکارانش (1995، به نقل از گنجی،1381) ارتباط عزت نفس با فعالیت های فرد را طی یک تحقیق آزمایشی بررسی کرده و به نتایج مشابهی دست یافتند.
در بخش دیگر یافته های این پژوهش ارتباط بین فعالیت اجتماعی و سلامت روانی جانبازان شناسایی شد. به طوری که با فعال تر شدن جانبازان از لحاظ اجتماعی، سلامت روانی آنها مطلوبتر می شود. این ارتباط بین فعالیت اجتماعی جانبازان از یک طرف و هر یک از متغیرهای افسردگی، نشانه های جسمانی، اضطراب، نارساکنش وری اجتماعی، میزان استرس و عزت نفس جانبازان، از طرف دیگر، وجود دارد. به طوری که افزایش در سطح فعالیت اجتماعی جانبازان، با کاهش در شکایات جسمانی ، افسردگی، اضطراب، استرس و نارساکنش وری اجتماعی توأم است. عزت نفس جانبازان فعال اجتماعی نیز بالاتر از عزت نفس جانبازان غیر فعال اجتماعی است.
این نتایج با نتایج پژوهش محمد خان(1371) در خصوص تأثیر فعالیت های اجتماعی جانبازان بر کاهش استرس آنها، پژوهش خورند (1374) در خصوص تأثیر ورزش جمعی به عنوان شاخصی از فعالیت های اجتماعی بر افزایش سازگاری شخصیتی جانبازان، پژوهش محمد زاده(1371) در خصوص پایین بودن افسردگی در جانبازان فعال ورزشی (به عنوان شاخصی از فعالیت های اجتماعی)، پژوهش گل محمدی (1372) در مورد عزت نفس بالا در معلولین ورزشکار، هماهنگی کامل دارد.
همچنین نتایج این پژوهش در مورد ارتباط فعالیت های اجتماعی با شاخص های مختلف سلامت روانی جانبازان، با مفهوم «علاقه اجتماعی» آدلر هماهنگی دارد. آدلر تحت این مفهوم، معتقد است که آنهایی که علاقه اجتماعی ندارند ممکن است روان رنجور یا حتی بزهکار و مجرم شوند. کراندال(1981؛ به نقل از شولتز و شولتز،1397) در پژوهش خود ادعای آدلر را تایید کرده است. از طرف دیگر این بخش از نتایج پژوهش حاضر را می توان پشتوانه ای برای «نیاز به پیوند جویی» در نظریه «موری» دانست. به نظر «موری» نیاز به پیوند جویی، در بسیاری از افراد به خصوص در شرایط استرس زا، نیرومند است. شاختر (1959؛ به نقل از شولتز و شولتز،1397) نیز در آزمایش خود نشان داده است که فعالیت اجتماعی ، از استرس و مشکلات روان شناختی فرد می کاهد.
بخش دیگری از نتایج این پژوهش نشان داد که رابطه ای بین سطح جانبازی از یک طرف و سلامت روانی ، میزان استرس و عزت نفس جانبازان از طرف دیگر، وجود ندارد. این نتیجه با نتایج حاصل از پژوهش بین ملکی (1376) هماهنگی دارد. وی در مطالعه خود به این نتیجه رسید که میزان فشار روانی و مشکلات روانی در بین سطوح مختلف جانبازی، تقریباً برابر است. رسول زاده (1385) نیز در مطالعه خود به این نتیجه رسید که سطوح جانبازی بر میزان فشار روانی و مشکلات روانی بی تاثیر است در حالی که سلامت روانی همسران جانبازان سطوح مختل جانبازی، از سطح جانبازی آنها تاثیر می پذیرد. فیروز آبادی (1377) نیز فقط تاثیر پذیری سلامت روانی و میزان فشار روانی همسران جانبازان از سطح جانبازی آنها را مورد تاکید قرار داده است.
در بخش دیگر نتایج این پژوهش ارتباط بین عزت نفس و سلامت روانی جانبازان؛ و بین عزت نفس و میزان استرس جانبازان، آشکار گردید. براساس این نتایج با افزایش عزت نفس جانبازان، سلامت روانی آنها افزایش و میزان استرس آنها کاهش می یابد. امین بیگی (1382) نیز گزارش می دهد که بین عزت نفس جانبازان و سلامت روانی آنها چنین رابطه ای پیدا شده است. نتایج تحقیقات درباره سلامت روانی افراد معلول نیز نشان می دهد که عزت نفس این افراد بیش از خود معلولیت، بر سلامت روانی آنها تاثیر می گذارد. به طور کلی نتایج تحقیقات مختلف حاکی از ارتباط بین عزت نفس و سلامت روانی از یک طرف و کاهش استرس از طرف دیگر، را در افراد معلول مورد تایید قرار داده اند(صدرالسادات و اسفندآبادی،1380).
بخش دیگر نتایج این پژوهش حاکی از ارتباط بین سلامت روانی و نوع شغل جانبازان شاغل؛ میزان استرس و نوع شغل جانبازان شاغل بود. به طوری که جانبازانی که از شغلهای رده بالا مثل سردفتری، مدیریت، استادی دانشگاه و معلمی برخوردار بودند سلامت روانی بهتر و نیز استرس کمتری نسبت به جانبازان سطوح شغلی پایین داشتند. شاید به این خاطر که با بالارفتن رده شغلی جانباز، موقعیت اقتصادی و اجتماعی وی نیز بالا می رود و خشنودی شغلی او نیز بیشتر از سایر جانبازان شاغل می گردد. کوهلن (1963)، پالمور(1969)، کارنزا(1972)، کاسل(1973)، ساعتچی(1370)، نریمیسا (1373)، فریفته(1374) و محمدی (1376)، با پژوهش های خود نشان داده اند که خشنودی شغلی ارتباط مستقیم با سلامت روانی و مشکلات روان شناختی دارد به طوری که هر چه رضایت شغلی بیشتر باشد، مشکلات روان شناختی کارکنان کمتر خواهد شد.
قسمت دیگر نتایج این پژوهش نشان داد که نیاز به پیشرفت در جانبازان شاغل با سلامت روانی و میزان استرس آنها ارتباط دارد. به طوری که افراد دارای انگیزه پیشرفت زیاد از سلامت روانی مطلوب و استرس کم نیز برخورداند. رافلسون (1971)، راینور(1970)،وروف (1982) نیز در تحقیقات جداگانه روی نمونه های مختلف از اقشار افراد شاغل به این نتیجه رسیدند که انگیزه پیشرفت بالا، با سازگاری اجتماعی و روانی، اضطراب پایین، سلامت روانی بالا و استرس کم توآم است.
همچنین نتایج این پژوهش بیانگر وجود ارتباط معنی دار بین میزان درآمد و سلامت روانی جانبازان، میزان درآمد و میزان استرس جانبازان، بود. به طوری که درآمد بیشتر با سلامت روانی مطلوب و میزان استرس کم، توأم بود. این نتایج با یافته های رسول زاده (1385) همخوانی دارد. وی نیز بین میزان درآمد و میزان فشارهای روانی در جانبازان ارتباط معنی دار پیدا کرده است. همچنین هورووتیز و همکاران (1991؛ به نقل از رسول زاده،1385) نتایج مشابهی را بدست آوردند.
بخش دیگر یافته های پژوهشی حاضر نشان داد که نوع فعالیت اجتماعی جانبازان با سلامت روانی آنها و نیز با میزان استرس آنها، ارتباط دارد. به طوری که از بین فعالیت های مختلف اجتماعی: علمی، هنری، خیریه، بسیج، سیاسی، ورزشی و مذهبی؛ فعالیت های هنری ، ورزشی با سلامت روانی و فعالیت های هنری ، ورزشی و سیاسی با میزان استرس جانبازان مرتبط هستند. بطوریکه فعالیت بیشتر جانبازان در مقوله های ورزش و سیاست با سلامت روانی مطلوب و میزان استرس کم در آنها توآم است. اما جانبازانی که در حوزه هنری فعالیت بیشتری داشتند، از استرس بیشتر و سلامت روانی پایین تری برخوردار بودند. در خصوص تاثیر مثبت فعالیت های ورزشی بر سلامت روانی و کاهش مشکلات روان شناختی جانبازان، پژوهشهای خورند (1374)، محمدزاده(1371) و گل محمدی (1372) نیز به نتایج مشابهی منجر شده اند. ولی برای این موضوع که چرا در این پژوهش، فعالیت هنری جانبازان با سلامت روانی و میزان استرس آنها ارتباط منفی نشان داد، شاید تبیین روانکاوان مناسبتر به نظر برسد: افرادی که گرایشات زیاد هنری دارند، بیشتر از افراد دیگر از فشارهای درونی رنج می برند و از هنر بعنوان مکانیزمی جهت مقابله با این فشارها استفاده می کنند.
و بالاخره در این پژوهش، ارتباط چند متغیری بین عزت نفس و نیاز به پیشرفت با سلامت روانی جانبازان شاغل، و ارتباط چند متغیری بین عزت نفس و نیاز به پیشرف با میزان استرس جانبازان شاغل، آشکار شد. به طوری که همان گونه که در ارتباط های دو متغیری برای متغیرهای مذکور مشخص شده بود، در اینجا نیز عزت نفس و نیاز به پیشرفت قوی، با سلامت روانی مطلوب و میزان استرس کم در جانبازان، توآم بودند. البته این نتایج با در نظر گرفتن نتایج حاصل از پژوهش های امین بیگی(1382)، صدرالسادات و اسفندآباد(1380)،رافلسون(1971)، راینور(1971)، وردوف(1982)، دور از انتظار نبود.
بعنوان یک جمع بندی می توان گفت که هر چند پژوهشهای انجام یافته روی جانبازان ، که ارتباط مستقیمی به موضوع پژوهش حاضر داشته باشد ، وجود ندارد ، ولی پژوهشهای خارجی انجام یافته روی نمونه های مختلف مردم ، و پژوهشهای داخلی موجود در مورد جانبازان ،و از همه مهمتر نتایج این پژوهش حاکی از اهمیت فعالیت اقتصادی ، اجتماعی در سلامت روانی و کاهش استرس می باشد لذا لازم به نظر می رسد که جهت استفاده هر چه بهتر از نتایج این پژوهش، پیشنهادهایی که در ادامه ارائه می شوند مورد توجه جدی قرار گیرند.
پیشنهادها
1-نتایج این پژوهش حاکی از ارتباط قوی بین فعالیت اقتصادی جانبازان با متغیرهای مهم روان شناختی از جمله شاخص کلی سلامت روانی، افسردگی،اضطراب، شکایات جسمانی، نارساکنش وری اجتماعی و عزت نفس بود. به طوری که فعال بودن جانبازان از لحاظ اقتصادی وضعیت آنها را در متغیرهای روان شناختی فوق مطلوب می کند. لذا توصیه می شود برای کمک به سلامت روانی جانبازان که اغلب به دلیل مصدومیت های جسمی و عصبی در معرض استرسورها و تهدیدهای روانی هستند، به طرق مناسب ازجمله ارائه تسهیلات خود اشتغالی و تشویق به تشکیل تعاونی ها، به فعال سازی شغلی و اقتصادی جانبازانی که از توان کار برخوردارند، اقدام شود.
2-همچنین نتایج پژوهش بیانگر ارتباط مهم بین فعالیت های اجتماعی جانبازان با سلامت روانی و میزان استرس در آنها بود. به طوری که افراد فعال از لحاظ اجتماعی وضعیت بهتری در زمینه سلامت روانی و میزان استرس داشتند. توصیه می شود برای شرکت جانبازان در فعالیت های گروهی و جمعی تشویق های لازم به عمل آید.
3-عزت نفس جانبازان با سلامت روانی و میزان استرس آنها مرتبط است. توصیه می شود برای افزایش خودپنداره و عزت نفس و توسعه شناخت جانبازان نسبت به خصوصیات خویشتن، دوره های آموزشی برگزار شود (افزایش عزت نفس، مطلوبیت سلامت روانی را به دنبال خواهد داشت).
4-نوع شغل جانبازان با سلامت روانی و میزان استرس آنها ارتباط قوی داشت. توصیه می شود جانبازان در شغل هایی متناسب با میزان تحصیلات ، تخصص ، تجارب و خصوصیات شخصیتی، جایگزین شوند تا با افزایش خشنودی شغلی جانبازان به بهبود وضعیت سلامت روانی و کاهش استرس آنها کمک شود.
5-ارتباط معنی داری بین نیاز به پیشرفت از یک طرف، سلامت روانی و میزان استرس جانبازان از طرف دیگر، وجود دارد. توصیه می شود برای کمک به وضعیت سلامت روانی جانبازان شاغل و کاستن از میزان استرس آنها، از دوره های آموزشی افزایش انگیزه پیشرفت (که مورد تاکید مک کللند، هیلگارد و اتکینسون نیز است) استفاده شود.
6-در خصوص میزان درآمد فقط می توان به مسؤولین امور مربوط به جانبازان یادآوری کرد که میزان درآمد جانبازان (مثل سایر اقشار مردم) ارتباط قوی با سلامت روانی و میزان استرس جانبازان دارد. یعنی درآمد بیشتر ، سلامت روانی روانی بیشتر.
7-در این پژوهش فعالیت هنری یک رابطه منفی با سلامت روانی و میزان استرس جانبازان نشان داد. توصیه می شود برای آشکار شدن رابطه دقیق بین فعالیت هنری و سلامت روانی جانبازان، پژوهش های ویژه ای انجام گیرد. تادر صورت وجود چنین رابطه، دلایل آن بطور علمی مورد بررسی قرار گیرد.
8-به دلیل قدرت بالای پیش بینی کنندگی فعالیت ورزشی در مورد سلامت روانی و میزان استرس جانبازان، توصیه می شود که در خصوص افزایش فعالیت های ورزشی در بین جانبازان، برنامه ریزی جدی به عمل آید.

عنوان : بررسی رابطه فعالیت های اقتصادی و اجتماعی جانبازان باکاهش مشکلات روان شناسی آنان در استان اردبیل
مجری : نادر حاجلو
ناظر علمی : دکتر محمد نریمانی
سال اتمام : 1386